تب‌های اولیه

چشمه با تشنه!

مهوش ثابت

دریغ که ما انسان‌ها استاد کشتن استعدادهای خویشتن‌ایم. استعدادی که همیشه با ماست، به‌قدری به نظرمان بدیهی می‌رسد که آن‌ را به راحتی نادیده می‌گیریم و ارزش‌های آن ‌را نفی می‌کنیم. من البته از این فراتر رفته و سال‌ها در درونم با شعر مبارزه‌ی سرسختانه‌ای کرده بودم! شاید بارها یک متن یا نامه‌ی اداری را پاره می‌کردم و دوباره می‌نوشتم که شبیه یک قطعه‌ی ادبی نباشد! بعدها در صدد یافتن علل مقاومت‌ام در برابر شعر و ادبیات بر آمدم ...

در کشاکش عادت‌ها

مهوش ثابت

شرایط کنونی عالم ما را به صلح و آشتی با خود و با دیگران فرا می‌خواند، به سرزمین‌های سبز، به آسمان آبی، به هوای پاک، به چشمه‌های روشن جاری. شرایط کنونی دنیا ما را به بازتعریف زندگی فرا می‌خواند.

آیا مردم جهان سلول انفرادی را تجربه می‌کنند؟

مهوش ثابت

تجربه‌ی جمعی این روزهای ما از قرنطینه‌ با آنچه هزاران هزار انسان در سلول‌های انفرادیِ زندان‌های جهان زیسته‌اند بسیار متفاوت است. برای مهوش ثابت، شاعر، مدرس روانشناسی، و بهائی‌ای، که شخصاً محکومیت انفرادی در زند‌ان‌های ایران را تجربه کرده، بودن در این قرنطینه‌ی اجتماعی بیرون از دیوارهای ‌زندان، به همراه دیگر هم‌وطنان‌اش، معنای ویژه‌ای دارد.

آیا مردم جهان سلول انفرادی را تجربه می‌کنند؟

مهوش ثابت

تجربه‌ی جمعی این روزهای ما از قرنطینه‌ای که به خاطر شیوع کرونا از سر می‌گذرانیم با آنچه هزاران هزار انسان در سلول‌های انفرادیِ زندان‌های جهان زیسته‌اند بسیار متفاوت است. برای مهوش ثابت، شاعر، مدرس روانشناسی، و بهائی‌ای، که شخصاً محکومیت انفرادی در زند‌ان‌های ایران را تجربه کرده، بودن در این قرنطینه‌ی اجتماعی بیرون از دیوارهای ‌زندان، به همراه دیگر هم‌وطنان‌اش، معنای ویژه‌ای دارد.

کالبدشکافیِ یک دفاع: دعوت به مطالعه‌ی کتاب «درها را بگشایید»، اثر مهوش ثابت

بهیه نخجوانی

کتاب درها را بگشایید همچون نور و مشعلی در تاریکی است؛ این اثر، داستان انسانِ آزاده‌ای در زندان‌های ایران است که از حق ما برای امیدوار بودن، ایمان داشتن به آینده، زیستن برای حقیقت و عشق ورزیدن به آن دفاع می‌کند.

برای یک درد مشترک

ر خورشید

چهار یا پنج ساله بودم که روزی متوجه شدم دیگر قرار نیست به این زودی‌ها خاله مهوش و خاله فریبا را ببینم؛ آنها قرار بود که به «زندان» بروند.